
یادم هست كه وقتي بچه بودم با خودم يه روز فكر كردم كه براي چي بچه كوچولوها نبايد به مامان باباشون فحش بدن ....همينطور كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست آزادي بيان هم حق مسلم ماست خوب من هم براي اينكه اولين نفري باشم كه كلنگ آزادي بيان رو زمين بزنه تصميم گرفتم اين سنت رو بشكنم. براي همين رفتم توي آشپز خونه- فكر كنم بابام داشت مرغ پاك ميكرد-به بابام گفتم "بابا ميري برام كيك بخري؟" بابام گفت "نه" خوب منم كه دنبال اين فرصت بودم با اقتدار سينم رو سپركردم و گفتم "پدرسگ" باباي مارو ميگي با تعجب آروم سرشو بلند كرد و تو چشمام خيره شد در همين حين يه حسي بهم گفت " وحید جان ريدي ...فرار كن " هنور مغزم به پاهام فرمان فرار رو صادر نكرده بودن كه بابام به طرف من دويد ومن ........خلاصه چشمتون روز بد نبينه كتكي رو اونروز نوش جان كردم كه طعم شيرينش هنوز زير دندونمه......!
ولي چهارتا درس بزرگ گرفتم
1)مشكل آزادي بيان توي كشور ما ريشه هاي بنيادي داره
2) هيچوقت به بابت فحش نده
3)اگه خواستي فحش بدي حداقل سعي كن دو سه متري با بابات فاصله داشته باشي
4) همون گزينه سومه كه بخاطر اهميتش دوباره تكرارش كردم
نقل قول از بلاگ یکی از دوستان به نام وحید.


