تبليغاتX
amin پسر جهنمی -_-ضد لیدی سابق-_-
پانزدهم آبان 1385
خلافش رو ثابت کن اگه میتونی

مردان كمتر صحبت مي كنند ودر مكالمه هدفي را دنبال كرده ومي دانند در باره چه چيزي حرف مي زنند ومي خواهند خيلي سريع نتيجه بگيرند وزياد حرف زدن را نوعي اتلاف وقت مي دانند مردان در مكالمات از واقعيت هاي عيني وخارجي حرف مي زنند ودوست دارند بيشتر در جمع صحبت كنند ولي در جمع آنها هميشه يك نفر صحبت مي كند وديگران گوش مي دهند . مردهاهنگام حرف زدن عموما قدرت طلبي مي كنند وسعي دارند به موقعيت اجتماعي مناسب تري دست يابند .

 

از نظر عاطفي مردان دوست دارند كه مورد اعتماد قرار گيرند پذيرفته شوند دوست داشته شوند ومورد ستايش قرار گيرند .

 

مردان به قدرت  شايستگي وكارامادي وانجام كارها ارزش مي گذارند وبراي آنها مهم است كه لياقت خود را به اثبات برسانند وبه هدف خود برسند .

براي مردان كمك خواستن از ديگران نشانه ضعف است واز نصيحت كردن وارائه راه حل از طرف همسرشان ناراحت مي شوند واحساس ناتواني وعجز مي كنند

مردان هنگامي مي توانند احساس خوبي داشته باشند كه در كارها احساس شايستگي كرده وقابليت وتوانايي هاي خود را به ديگران بشناسانند ودر يك كلمه در كار بيرون خود موفق شوند بدترين حرفي كه ممكن است يك مرد از زنش بشنود اين است كه اورا بي حرفه وفاقد توانايي معرفي كند .وبالعكس مرد دوست دارد كه زنش اورا تعريف وتمجيد كند.

زماني كه مردان از موضوعي ناراحت مي شوند به مكاني ساكت و آرام نياز دارند ممكن است به درون اتاق بروند ودرب را ببندند ووبا كسي حرف نزنند وپس از اينكه آرام گرفتن از اتاق خارج شوند. بهتر است در اين موقع خانم خانه به سكوت همسرش احترام بگذارد ومزاحم خلوت او نشود زيرا او خيلي زود از اتاق تنهايي خود بيرون مي آيد وبه مسير زندگي بر مي گردد .اين سكوت وكناره گيري مرد بيشتر به خاطر آن است كه بتواند فكر خود را متمركز كند وراه حلي براي رفع تنشها ومشكلات خود پيدا كندوخانم ها نبايد نگران شوند.

مردان معمولا ( به غلط ) فكر مي كنند كه وقتي زن در زندگي مشترك زناشويي احساس خوشبختي مي كند اين احساس تا آخر ادامه پيدا مي كند وهرگز نياز نيست كه دوباره حرف بزنند ويا عملي را انجام بدهد كه زن احساس كند خوشبخت است.

- منطق مردان فيزيكي وعقلاني است وقبل از صحبت كردن فكر مي كنند واهل عمل هستند.

- مردان ديد وحواسي متمركز دارند يعني آنها فرد گرا وخود محورند . آنها تمايل به كنار گيري وانزوا طلبي دارندوهر زمان مي توانند روي يك مشكل وموضوع متمركز شوند وتا آن را حل نكنند سراغ موضوع ديگري نمي روند پس خانم ها بهتر است در يك زمان چند كار متفاوت را از آ قايان نخواهند وهنگاميكه آنها فكرشان رو موضوعي متمر كز كرده اند موضوع ديگري را پيش نكشند

 

اتش افروزپسر جهنمی در | | لینک به این مطلب
دوم مرداد 1385
حموم هم حموم های قدیم
 

تفاوت حمام کردن دختر و پسر

یک دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمياره رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه جلوي آيينه مي ايسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه, حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده, احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب

                                                     یک پسر در حمام

 

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ, فيگور راست, نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره, (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز, آبي, بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ,كر كر ميخنده

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده, آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

اتش افروزپسر جهنمی در | | لینک به این مطلب