بیست و دوم بهمن 1386
یک مهمان از جهنم!
از این پس مطالبی خواهیم داشت با عنوان خاطرات یک جهنمی که بر اساس خاطرات یک پسر از دنیای جهنم هست که به دنیای ادم ها اومده، اولین پست خاطرات یک جهنمی.
بازار حاجی ها داغ داغ بود قربونی گوسفند پای حاجی ها داغتر گوسفندی ناز پشمالو توجهم رو جلب کرد که قصاب طنابش رو گرفته بود و منتظر بود تا با اومدن حاجی ذبحش کنه بعد از کمی متوجه شدم گوسفند بیچاره بیرون رویه عجیبی داره اولش به نظرم اومد این شاید به خاطر استرسی هست که از مردن داره ولی بیشتر که توجه کردم در امتداد نگاه گوسفند دختری بود امروزی با ارایشی غلیظ که سعی میکرد سوار پرادو سفیدش بشه ، بیرون رویه گوسفند تقصیر اون دختر بود..!!
پ ن: دخترا موجودات غریب و بی رحمی هستن که به یک گوسفند در حال مرگ هم رحم نمیکنن.. !!
اتش افروزپسر جهنمی در | | لینک به این مطلب
ششم بهمن 1386
به کجا چنین شتابان!!
برخی از مردم براي همدردي با مناطق بدون گاز، نه تنها بخاري ها را خاموش كردند، بلكه كولرها را نيز روشن كردند!!!
بعد از سهمیه بندی بنزین و قطعی گاز، این بار برق هم سهمیه بندی شد.
به سلامتی! داریم می رسیم به روزهای اول بعد از انقلاب!!!
اتش افروزپسر جهنمی در | | لینک به این مطلب


