سلامی به داغی افتابی که مخم رو ترکوند
سلامی به گرمی دعوای گربه هایی که اونقده جیغ وویغ راه انداختن نذاشتن یک لحظه کپه مرگمون رو بزاریم
سلامی به وسعت فنجون قهوای که الان دستم خورد و تمام پارکت رو کثیف کرد اوخ اوخ یه لحظه من دستمال بیارم پاکش کنم.
.
.
. خوب شد پاکش کردم بابا یک بار سلام کردیم دیگه دارین سرتق بازی در می ارین مرض چند بار سلام می کنن
خوب بریم سراغ قسمت دوم داستانمون از پست قبلی
نه یه لحظه کوشولو صبر بنمایید من یه نمه شفاف سازی کنم بعدا این اخرین صحبتم با این خانوم پپری(پرستو) هستش
دیگه چنین مبحثی نه تو بلاگ نه تو کامنت ها نداریم
کلا زیاد میپرسن چرا یهویی بحثمون قطع شد هم من هم اسمودز و هم ستاره و البته به نظرم حسین شیطونه
این اخرین جواب منه از طرف خودم و دوستان دقت کنید نتیجه بگیرید دیگه سوال نفرمایید
ما کلا با کسی بحث میکنیم که حرف جدیدی داشته باشه که رو کنه ایشون یه مدت از کتاب های قدیمی و تاریخ مصرف گذشته مطالب پیدا میکرد میذاشت اما چون خودش هیچ تجربه و اطلاعاتی نداشت به خودی خود اصطلاحاتش ته کشید
این اخری ها هم دیگه داشت حرف های خودمون رو نوشخوار میکرد به خودمون تحویل میداد هر متلکی مینداختیم فوری همون رو ویرایش میکرد عینه همون رو یکم اینور اونور به ما میگفت اصلی ترین دلیل قطع رابطه هم این بود که داشت حوصله همه ما رو سر میبرد 2 ساعت براش حرف میزدی با دلیل و منطق میگفتی این مسله به خاطر این موضوع اینجوری میشه اخرش به جای جواب می اومد قصه حسین کرد شبستری میگفت کولی بازی در اورد بعدش میدید داره گند میزنه میگفت اون کامنت ها ماله من نیست بی زحمت پاکش کن خوب با چنین ادمی که ثبات شخصیتی نداره ادم بحث کردنش نمی یاد یعنی بیهوده وقت تلف کردنه به قول شاعر حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی.
ولی چون میخوام شما بیننده و خواننده ها هم نظرتون رو در این باره بدین تا بلاخره بعضی ها قانع بشن من نظر سنجی رو از امروز می زارم تا 20 مهر تا اون روز میتوننید تو نظر سنجی که این پایین گذاشتم شرکت کنید هر روز بیشتر از یک رای نمی تونید بدید بیشتر از یک رای دریک روز ثبت نمیشه این دیگه اخرین پستم درباره این موضوع بود دیگه این موضوع رو همین جا خاکش کردیم(در ضمن اهنگ این بلاگ مربوط میشه به پپری)
برای خواندن قسمت دوم داستانه بتمک بخون!!! به ادامه مطلب (ادامه جهنم) کلیک کنید.
ادامه جهنم
های به همگی کلی علیک How are you شما در چه وضیعتی هستش ![]()
یه مدته یه نمه بحث فلسفی عرفانی و ماوار طبیعه در این بلاگ در گرفته ما رو از موضع اصلی مون که همانما سرگرم کردن شما جنابان بود
به دور کرداصلاصبر کن ببینم دستت رو بنداز به من چه مگه من چی کارم خودتون برین واسه خودتون سرگرمی پیدا کنید مگه من مسؤل سرگرم کردن شما هام ای بابا ما از دست شما نباید یه قولپ ارامش داشته باشیم.![]()
شما ها رو نمیدونم (البته اکثرتون رو میدونم) اما ما جهنمی هستیم اخرش هم میریم، جهنم رو صفا بدیم اخ جون فکرشو بکن هر روز چهار شنبه سوریه هی از رو اتیش می پریم ترقه می ترکونیم نارنجک دستی منفجر میکنیم خطری هم نداره اگه جانباز شدیم هم مشکلی نیست صاحب جهنم قول داده از نو بسازه ما رو شما هم بیاین حال میده سیتی صفا ![]()
خوب دیگه بسته نیشت رو ببند.![]()
به قول بچه ها گفتنی می خوام یه خاطره براتون به تعریفم یعنی تعریف کنم باقلوا داستان مربوط میشه به یک سال قبل یعنی زمون های جنگ تحمیلی
یه لحظه صبر کنید
اه این صدای تلوزیون رو اعصاب ادم گیتار میزنه ادم قاط میزنه نمیفهمه چی میگه بزار صداش رو کم کنم ![]()
اهان کجا بودیم اره این قصه مربوط میشه به3ماه پیش 11/3/1386 یعنی زمانی که پرسپولیس در مرحله نيمه پاياني جام حذفی با سپاهان مسابقه داشت ما اگه می بردیم می رفتیم به مرحله پایانی و بعدش اسیا خیلی حال میکردیم بلاخره یه پرسپولیسی تیفوسی هستم باید تیم رو حمایت کنم روز بازی رسید.
برای خوندن بقیه داستان به ادامه مطلب(ادامه جهنم) کلیک کنید.
ادامه جهنم
قابل توجه دختران دم بخت(یا آنهای که به دنبال بختشان میگردند)
1) يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه
2) ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3) در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4) سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5) تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6) دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه.
7) پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8) رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل هستن...!
9) توي اجتماع فر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شاه دوماد ميسازن واستون.
10) يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11) در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12) مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13) سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14) تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15) بالاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.
اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه ؟؟؟
۱ - هر پسری فقط یه دوست دختر داشت..(و از اونجایی که تعداد دخترا خیلی بیشتر از پسرهاس سر خیلی از دخترا بی کلاه میموند (البته الانم هستا.) و لذا جنگ جهانی سوم و چهارم بین دخترا اتفاق می افتاد
2- هر پسری یک هفته اول دوستی به خواستگاری میرفت پس در این صورت دوران خوش دوستی و استرس قرار و تلفن از بین میرفت
3 - فشار بر روی دختران برای قبول شدن در دانشگاه بیشتر میشد....کار به گیس و گیس کشی کشیده میشد
4- بوی ترشی کشور رو بر میداشت لذا برای شهرداری مشکلاتی زیادی به وجود میومد
5- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویا یه شبانه میشد (البته الانم هستا)
6- برای گرفتن گل از دست عروس خین و خین ریزی راه میافتاد
7- مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر میشد
8 - شوهر مثل قند و شکر کوپنی میشد وبرای گرفتن اون صف های طولانی بوجود میومد
پس نتیجه میگیریم که اگه پسرا همین طوری بیجنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه تمدن بشری


